سفارش تبلیغ
صبا

DENIZ


ساعت 6:37 عصر دوشنبه 87/5/21


بیوگرافی آمیتا باچان بازیگر افسانه ای هند [بیوگرافی بازیگران و خوانندگان هند]

Amitabh Bachchan

آمیتا باچان بازیگر افسانه ای هند در یازدهم اکتبر سال 1942 در الله آباد هند متولد شد. پدر او هاروانش رای باچان یکی از شاعران معروف هند و مادرش تجی باچان نام داشت. آمیتا علاقه فروانی به بازیگری داشت. او به دلیل قد بلندی که داشت مورد توجه کارگردانان قرار نمی گرفت . او هنگامی که از دانشگاه فارغ التحصیل شد تلاش فراوان می کرد تا بالاخره کی عباس حاضر شد نقشی در فیلمش به او بدهد و به این ترتیب آمیتا در اولین فیلم خود با نام سات هندوستانی حضور یافت . اما این فیلم نتوانست موفقیت چندانی بدست بیاورد. در سال 1972 آمیتا و جایا در هنگام فیملبرداری فیلم اک نظر علاقه فراوانی به یکدیگر پیدا کردند . به طوری که بعد از مدت کوتاهی ودر دوم ژوئن سال 1973 ازدواج کردند.

برای خواندن بیوگرافی کامل آمیتا باچان به ادامه مطلب بروید.

ادامه مطلب...

¤ نویسنده: بابک

نوشته های دیگران ( )

ساعت 4:27 عصر پنج شنبه 87/3/16

پس از مدتی طولانی که وبلاگمو اپ نکرده بودم حالا باز با دست پر(پر از اس ام اس)

امدم.

گل را برای مکانی عشق را برای زمانی و تو را برای همیشه دوست دارام

-----------------------------
هرگز ندیدم بر لبی لبخند زیبای تورا
هرگز نمی گیرد کسی در قلب من جای تو را

هیجان زده نشو پشت خاور نوشته بودن.

--------------------------------
اگه تموم دنیا با هم یکی بشن وبیان تو رو از من بگیرن می رم جلوشونو میگیرم ومیگم شما چرا اومدین خودم میاوردمش.
------------------------------
یه یارو رفت حج نه نماز می خوند . نه طواف میکرد نه ...
ازش پرسیدن چرا ؟
گفت به ما گفتن همه چیز با کاروانه

-----------------------------
اگه خوابی بیدار شو.
اگه بیداری بشین.
اگه نشستی پاشو .
اگه راه میری بدو .
اگه میدویی یه پشتک بزن.
و خوشحال باش که از طرف من واست اس ام اس اومده.
-------------------------


¤ نویسنده: بابک

نوشته های دیگران ( )

ساعت 9:34 عصر پنج شنبه 86/12/9

ترجیح می دم روی موتورسیکلتم باشم و به خدا فکر کنم تا اینکه تو کلیسا باشم و به موتورسیکلتم فکر کنم - مارلون براندو

¤ نویسنده: بابک

نوشته های دیگران ( )

ساعت 11:35 عصر چهارشنبه 86/12/1

یه نقطه ی قرمز توی آسمون حرکت می کنه میدونی چیه ؟؟؟ اون قلب من که واسه تو پر کشیده نیست !!!. . . یه مگسه که ماتیک زده

روباهی به زاغی گفت: چه دمی، چه سری، عجب پایی؟ زاغ عصبانی شد و گفت: بی‌تربیت! خجالت بکش. اون موقع من کلاس اول بودم. حالا شوهر دارم

امروز رفتم برات یه ساعت بخرم ولی هر چی گشتم هیچ ساعتی به قشنگی اون ساعتی که دیدمت پیدا نکردم

 


¤ نویسنده: بابک

نوشته های دیگران ( )

   1   2      >

خانه
وررود به مدیریت
پست الکترونیک
مشخصات من
 RSS 

:: بازدید امروز ::
15
:: بازدید دیروز ::
46
:: کل بازدیدها ::
408204

:: درباره من ::

DENIZ

بابک
شدیدا مد گرا و واقع بین

:: لینک به وبلاگ ::

DENIZ

:: فهرست موضوعی یادداشت ها::

خواندنی ها[48] . حرفهای من[20] . زبان ترکی و...[13] . تست ها[5] . رمضان مبارک... .

:: آرشیو ::

ارشیومرداد
ارشیو شهریور
ارشیو مهر
ارشیو ابان
آرشیوخرداد ماه 87

:: اوقات شرعی ::

:: لینک دوستان من::

خبرگزاری علم و سیاست
کوثر
ایدا
عشق دلسوز

:: لوگوی دوستان من::


















::وضعیت من در یاهو ::

یــــاهـو

:: خبرنامه وبلاگ ::

 

:: موسیقی ::